من شبم...من شبم... تو صبحی صبح روشن ....
پسرم ....پسرم ...مرو از خاطر من ..
من بی تو ای بهار.....چون گلی پژ مرده ام
خسته ام خسته ام ....خسته و دل مرده ام ...
پسرم بهانه مگیر.. تو سراغ آشیانه مگیر
آشیانه رفته به باد ....ره آشیانه مگیر
ای نگاه تو حسرت آلود ... مرده در من هر آنچه بود
ای نگاه تو حسرت آلود ... مرده در من هر آنچه بود
نشسته ...دریغا .. بین ما... بس کوه و دشت
چه شب ها...چه شب ها .. چه شبها .. بی تو گذشت
من شبم من شبم ...تو صبحی صبح روشن ...
پسرم ... پسرم ...مرو از خاطر من ....
پسرم بهانه مگیر ... تو سراغ خانه مگیر
آشیانه رفته به باد ... ره آشیانه مگیر
ای نگاه تو حسرت آلود...مرده در من هر آنچه بود....